با عضویت در خبرنامه مطالب را در ایمیل خود دنبال کنید

نگاهی دقیق به شاخص H ارزیابی مقالات / (h-index) / ده ایراد وارد بر این شاخص جهانی/ این شاخص لزوما نشانگر کیفیت خدمات علمی نیست!

دکتر طاهر حبیب زاده

دانشکده حقوق دانشگاه امام صادق (ع) آی. دی. تلگرام و اینستاگرام: @drtaherhabibzadeh

تا سال ۲۰۰۵ میلادی برای ارزیابی میزان تاثیر یک پژوهشگر راه ساده تری وجود داشت. تعداد استنادات به مقالات وی در سایر مقالات محاسبه می شد. پایگاه های اعتبارسنجی مجلات علمی مانند Scopus و Web of Science این محاسبه را انجام می دادند. ایراد این روش آن بود که بین نویسندگان پرکار و کم کار تفاوت قائل نمی شد. به عنوان مثال، اگر نویسنده ای ۲ مقاله می نوشت ولی بارها مورد استناد واقع می شد، پژوهشگر موفقی به حساب می آمد. در حالی که ممکن است پژوهشگر دیگری آثار متعددی عرضه کند ولی به هر دلیل کمتر از پژوهشگر قبلی مورد استناد واقع شود و کم موفق به حساب آید. برای رفع این ایراد، ضریبی به نام index-h (شاخص H) ابداع شد. این ضریب توسط جورج هیرش (Jorge Hirsch)، فیزیکدان دانشگاه کالیفورنیای جنوبی، در سال ۲۰۰۵ میلادی معرفی گردید و به همین دلیل به هیرش ایندکس (Hirsch index) نیز معروف است. این شاخص «میزان تاثیرگذاری یک پژوهشگر در پیشبرد علم در زمینه علمی خود» را نشان می دهد. طبیعتا برای پژوهشگرانی معنی دارد که تاکنون مقالاتی را در مجلات معتبر علمی نمایه کرده باشند که امروزه در پایگاه های Scopus و Web of Science نمایه می شود.
محاسبه شاخص H یک پژوهشگر به این نحو است که وقتی گفته می شود شاخص H وی ۱۵ است به این معنی است که وی حداقل ۱۵ مقاله منتشر کرده و حداقل ۱۵ بار به هر یک از مقالات وی استناد شده است. اگر پژوهشگری ۲۰ مقاله بنویسد ولی به مقالات وی استناد نشود، شاخص H مقالات وی صفر خواهد بود. اگر پژوهشگری کلا ۲۰ مقاله منتشر کرده باشد ولی تنها به ۵ مقاله وی هر کدام حداقل ۵ بار استناد شده باشد، شاخص H وی ۵ خواهد بود و اگر پژوهشگری ۱۰ مقاله منتشر کرده و به ۸ مقاله وی هر کدام حداقل ۸ بار استناد شده باشد، شاخص H وی ۸ خواهد بود. به همین دلیل، این شاخص تلاش می کند تا بین افراد پرمقاله ولی کم استناد با افراد کم مقاله ولی پر استناد تمایز قائل می شود که به نوعی کیفیت سنجی می کند؛ اما همیشه اینگونه نیست. اگر پژوهشگری تعداد مقالات کمتری داشته باشد مثلا ۵ مقاله و به ۳ مورد آنها بارها ارجاع شده باشد مثلا به هر کدام ۱۰۰ بار، اما به دو مورد دیگر هر کدام ۳ بار ارجاع شود، ممکن است شاخص H وی از ۳ بالا نرود! برای دیدن شاخص H یک پژوهشگر می توان به Scopus یا Web of Science مراجعه کرد. با وارد کردن نام نویسنده و جستجوی وی در سامانه، می توانید تعداد مقالات نمایه شده وی در مجلات معتبر و شاخص H وی را به صورت آنلاین ملاحظه کنید. در Google Scholar نیز می توان به رایگان و با کلیک بر روی گزینه Advanced search و سپس با جستجوی نام نویسنده، آثار و شاخص H وی را مشاهده کرد.
برای محاسبه دستی این شاخص، شماره مقالات یک نویسنده «به ترتیب نزولی» نوشته می شود یعنی مقالات به ترتیب تاریخ منتشره ردیف می شوند و در جلوی هر مقاله تعداد استنادات درج می شود. جایی که تعداد استناد مساوی یا بیشتر از شماره مقاله باشد، «شماره آن مقاله» نه تعداد استنادات، نشان دهنده شاخص H این نویسنده است. در این شاخص، انتظار این است که به مقالات قدیمی تر، بیشتر استناد شده باشد تا مقالات جدیدتر. فرض کنید دو پژوهشگر تاکنون ۸ مقاله با استنادات زیر داشته اند:

اگر در جدول فوق دقت شود «شماره مقاله» تعیین کننده است. اگرچه تعداد مقالات دو پژوهشگر فوق برابر و تعداد استنادات به مقالات پژوهشگر اول بسیار کمتر است، اما شاخص H وی از پژوهشگر دوم بیشتر است، در حالی که در سیستم قبلی پژوهشگر دوم بسیار موفق تر از پژوهشگر اول به حساب می آمد. به عقیده برخی، چنین رویدادی ایراد مهمی بر شاخص H است. در جدول فوق، اگر حداقل دو استناد دیگر به مقاله شماره ۶ پژوهشگر دوم انجام شود تا شماره مقاله با تعداد استنادها برابر شود، شاخص H وی ۱۰ خواهد بود. لطفا دقت نمایید!
شاخص H یک نویسنده نمی تواند از میزان تعداد مقالات وی بالا رود ولو اینکه استنادات بالاتری داشته باشد. به عبارت دیگر، حداکثر شاخص H یک پژوهشگر برابر با تعداد مقالات وی است به شرطی که همه مقالات وی پس از مرتب شدن به صورت نزولی (بر حسب تاریخ نشر) استنادی برابر با شماره مقاله یا بیشتر از آن داشته باشند. پس کمیت مقالات در تعیین میزان شاخص H موثر است.
شاخص H آقای Hirsch، مبدع شاخص، برابر با ۵۸ است یعنی ایشان حداقل ۵۸ مقاله نوشته و به هر کدام حداقل ۵۸ بار استناد شده است. وقتی به سایت Scopus مراجعه می کنیم نشان می دهد که وی تاکنون ۲۵۹ مقاله علمی نوشته است که در ۳۸ مقاله، نویسنده مشترک داشته است. تعداد استنادات به کل مقالات وی ۱۹۶۶۵ بار است که در ۱۴۰۰۵ اثر مورد استناد واقع شده است:

 

در همین راستا، جا دارد به شاخص H چند پژوهشگر حقوق از انگلستان توجه کنیم. پرفسور McKendrick Ewan استاد دانشگاه آکسفورد و از نویسندگان حقوق قراردادها در انگلستان است. شاخص H ایشان با ۱۳ اثر علمی ۳ می باشد:


شاخص H پرفسور Nicola (Nicky) Padfield استاد حقوق جزا در دانشگاه کمبریج با انتشار ۴۸ مقاله علمی برابر با ۷ است. طبق سایت دانشگاه کمبریج ایشان ۹ عنوان کتاب مستقل تالیف نموده و در ۱۰ عنوان کتاب دیگر، فصل هایی را نگاشته است. پرفسور Geraint Howells از دانشگاه منچستر و پژوهشگر حقوق مصرف کننده با انتشار ۵۲ مقاله علمی شاخص H برابر با ۷ را داراست. پرفسور Roger Halson از دانشگاه لیدز و پژوهشگر حقوق قراردادها با ۷ مقاله شاخص H برابر با ۲ را دارد. پرفسور John Birds از دانشگاه شفیلد در حوزه حقوق شرکت ها، که کتاب وی از جمله کتب مرجع دانشگاه ها به حساب می آید، با ۵ مقاله علمی شاخص H برابر با ۱ را دارد. افرادی که نام برده شدند، افراد موفقی در حقوق انگلستان به حساب می آیند لکن مشاهده می شود که گاهی از شاخص H پایینی برخوردارند. با این حساب، روشن است که شاخص H پایین به هیچ وجه لزوما به معنی فقر علمی یا عدم تلاش کیفی علمی یک پژوهشگر نیست.
مبدع شاخص H معتقد است یک «دانشمند موفق» باید پس از ۲۰ سال تلاش علمی-پژوهشی شاخص H بیشتر از ۲۰ داشته باشد، یعنی حداقل ۲۰ مقاله بنویسید (در هر سال یک مقاله) و در طول این ۲۰ سال به هر مقاله وی حداقل ۲۰ بار استناد شده باشد. این شاخص برای یک «دانشمند برجسته»، ۴۰ و برای یک «دانشمند بی نظیر» برابر با ۶۰ در طی ۲۰ سال است. با این حساب، می توان به میزان کارآیی و موثر بودن یک پژوهشگر در زمینه خودش، به شاخص H استناد کرد. از کاربردهای امروزی شاخص H تاثیر آن در جذب استاد یا پژوهشگر دوره های تکمیلی در دانشگاه های معتبر جهان یا مراکز فکری و صنعتی، رقابت های علمی، اعطای جوایز و حمایت های مالی است.
با این حال، انتقادات جدی به این شاخص وارد است از جمله اینکه:
۱. در آثار مشترک، با دو یا چند پدیدآورنده، نمی توان میزان تاثیر گذاری هر یک از نویسندگان را از یکدیگر جدا کرد.
۲. در آثار به زبان غیررایج در سطح بین المللی، مانند آثار فارسی، میزان تاثیر گذاری فرد ارزیابی نمی شود و ای بسا در حق وی اجحاف شود. بسیاری از افراد مطرح در حقوق ایران، به زبان خارجی مقاله ننوشته اند و لذا شاخص H برای آنها نمایه نمی شود.
۳. ممکن است پژوهشگری حقا آثار خوبی را عرضه کند اما به هر دلیلی مورد استناد واقع نشود. کم نیستند آثاری که خوانده می شوند و مورد استفاده قرار می گیرند اما عملا به آنها ارجاع داده نمی شود؛ گاهی پژوهشگران به دنبال این هستند که فقط آثار افراد برجسته در زمینه خود را مورد استناد قرار دهند و به آثار دیگران ولو اینکه با ارزش و کیفی باشد، ارجاع ندهند! همچنین، آثاری که برای مطالعه آنها لازم است حق اشتراک بالا پرداخت شود و همین منجر می شود که اثر کمتر دیده شود و طبیعتا کمتر مورد استناد واقع شود. لکن اینها بدان معنی نیست که این آثار کم ارزش بوده و هیچ تاثیری در توسعه علم ندارند.
۴. ممکن است پژوهشگری آثار خود را غالبا در قالب کتاب عرضه کند نه مقاله؛ به عبارت دیگر، کتاب نویس باشد تا مقاله نویس. آیا می توان گفت وی در توسعه علم نقشی ندارد؟ چگونه می توان مدعی شد پژوهشگری که در طول چند دهه زحمت علمی، ده ها مجلد اثر علمی در حوزه تخصصی خود عرضه کرده، برای توسعه علم کمکی نکرده است؟! این شاخص فقط بر ارزیابی مقالات تکیه دارد که یک ایراد مهم است.
۵. این شاخص میزان خود ارجاعی را نیز محاسبه می کند. لذا یک پژوهشگر با ارجاعات مکرر به خود می تواند بر شاخص H خود تاثیر مثبت بگذارد.
۶. لابی برای استناد، مشکل دیگر این شاخص است. ممکن است تعدادی از پژوهشگران هماهنگ شود تا به آثار هم ارجاع دهند و شاخص H خود را بالا برند یا استادی از دانشجویان و همکاران خود بخواهد که به آثار وی استناد کنند تا شاخص H وی بالا رود.
۷. شاخص H زمینه های علمی را طبقه بندی نمی کند. به عنوان مثال، یک فیزیکدان با شاخص H برابر با ۵ لزوما در توسعه علم فیزیک تاثیر بیشتری نسبت به یک حقوقدان با شاخص H برابر با ۳ در توسعه علم حقوق ندارد. منطقی آن است که برای ارزیابی دقیق و نزدیک به واقع باید یک فیزیکدان آن هم در یک گرایش خاص را با همتای خود سنجید و به همین ترتیب در سایر زمینه های علمی؛ نمی شود که میزان توانایی چشم یک فرد را با گوش فرد دیگری مقایسه کرد! به همین ترتیب، در برخی از زمینه های علم تولید مقاله راحت است مانند علم شیمی و فیزیک (مبدع شاخص هم فیزیکدان است)؛ در برخی دیگر، بسیار سخت است مانند غالب رشته های علوم انسانی. طبیعتا نرخ تولید در نرخ شاخص H تاثیر می گذارد.
۸. ممکن است شاخص H یک نویسنده ای از یک پایگاه به پایگاه دیگر متفاوت باشد. به عنوان مثال Scopus آثار ۱۹۹۵ به بعد را نمایه می کند و ممکن است نویسنده مورد نظر از سال ۱۹۸۰ دست به تولید آثار علمی زده است که طبیعتا مقالات قبل ۱۹۹۵ در محاسبه Scopus وارد نخواهند شد. به همین ترتیب،‌ ممکن است مقالات یک فصلنامه از دید یک پایگاه معتبر بوده و مورد محاسبه قرار گیرد و از دید پایگاه دیگر نامعتبر باشد و در تعیین میزان شاخص H محاسبه نشود.
۹. کم نیستند مقالات با ارزشی که به دلایل سیاسی مانند تحریم از سوی مجلات معتبر جهانی رد می شوند، مانند مقالات پژوهشگران ایرانی. همین موضوع باعث عدم انتشار مقاله و در نتیجه موجب کاهش شاخص H مولفان مقاله می شود.
۱۰. حجم متن استناد شده از یک مقاله حائز اهمیت نیست. صرف اینکه تنها چند جمله کوتاه مفید یا غیرمفید از یک مقاله منعکس شود، در شاخص H آن مقاله تاثیر دارد و استناد به عمل می آید.

  • تاریخ انتشار: 24 آبان 1398
  • تعداد بازدید: 113
  • بدون دیدگاه