با عضویت در خبرنامه مطالب را در ایمیل خود دنبال کنید

فکر می کنید چقدر زمان خالص در یک زندگی ۷۰ ساله داریم؟ فوق العاده کم!

فکر می کنید چقدر زمان خالص در یک زندگی ۷۰ ساله داریم؟ فوق العاده کم، فقط ۱۰ درصد عمر، برابر با ۵/۵ سال!!!

حتما به فکر خواهید رفت و حتما افسوس خواهید خورد…
توصیه می شود بخوانید و مجددا ساعت زندگی را تنظیم کنید…

  • دکتر حبیب زادهتا حال محاسبه کرده اید چقدر زمان خالص در عمرتان دارید؟ برای شما حساب کرده ایم:
    در یک محاسبه بسیار ساده، اگر بنا باشد هر انسانی متوسط ۷۰ سال عمر کند (که ظاهرا در زمان ما این اندازه عمر، حداکثر مقدار است)، و روزانه:
  • ۷ ساعت آن را استراحت کند، ۶ ساعت شب و ۱ ساعت روز، یعنی کمی کمتر از یک سوم عمر خود، و
  • ۱.۵ساعت تفریح سالم کند اعم از ورزش، با خانواده بودن و با دوستان بودن، یعنی یک شانزدهم عمر خود، و
  • ۱.۵ساعت برای سه وعده خوردن و تغذیه و میان وعده ها زمان صرف کند، یعنی یک شانزدهم عمر خود، و
  • ۱ساعت برای بهداشت جسمی وقت بگذارد یعنی یک بیست و چهارم عمر خود، و
  • ۱ساعت برای کارهای احتمالی و پیش آمدها مانند خرید و اتفاقات غیرمنتطره زمان صرف کند، ‌یعنی یک بیست و چهارم عمر خود را،‌ و
  • ۱ ساعت برای رفت و آمد در جامعه زمان بگذارد یعنی یک بیست و چهارم عمر خود،
  • نیم ساعت برای مسایل عبادی واجب وقت صرف کند یعنی یک چهل و هشتم عمر خود،

در کل مدت زمانی برابر با ۵۶ درصد عمر عمر خود را صرف این امور خواهد نمود (روزانه ۱۳.۵ ساعت؛‌بیش از نصف عمر انسان)!

اگر قرار باشد یک انسان، چه مرد و چه زن، روزانه ۸ ساعت فعالیت داشته باشد، که مردان برای کار و اقتصاد که نتیجه آن تامین نیاز مسکن، خوراک و پوشاک و اداره مسایل متداول اقتصادی زندگی مانند هزینه مسافرت، میهمانی، تحصیل و ازدواج فرزندان باشد، و بانوان در بهترین حالت در منزل در خدمت خانواده باشند، باید زمانی برابر با ۱/۳ عمر انسان وقت صرف شود یعنی ۳۳ درصد عمر انسان.

تا اینجای کار،  ۵۶.۵ درصد بعلاوه ۳۳/۳ درصد عمر انسان که تقریا برابر با ۹۰ درصد عمر انسان، صرف مسایل معمول زندگی است که گریزی از آن نیست. و فعلا فقط ۱۰ درصد زمان خالص باقی می ماند، یعنی روزانه ۲/۴ ساعت در روز.

فرض کنیم یک انسان از ۱۵ سالگی وارد دوره تفکر و رشد اصلی می شود و اساسا می فهمد که عمر یعنی چه و زندگی یعنی چه (که گاهی تا ۴۰ سالگی هم نمی فهمد، و گاهی تا پایان عمر هم نمی فهمد) و ۱۵ سال اول زندگی هویت شناسی و هدف شناسی برای وی موضوعات مهم و شناخته شده ای نیستند، زندگی چیزی جز خیالات و توهمات و آرزوها و خوش گذراندن ها و رسیدن ها نیست.

با توجه به دو مقدمه کوتاه فوق،‌ از ۷۰ سال عمر متوسط یک انسان، ۱۵ سال اول کم شود، ۵۵ سال خواهد ماند. در این ۵۵ سال ۹۰ درصد عمر انسان برای اموراتی صرف می شود که در بالا گفته شد، یعنی حدود ۴۹/۵ سال عمر انسان. که عمر خالص یک انسان ۷۰ ساله حدود ۵/۵ سال خواهد بود!!! تعجب نمی کنید که چقدر زمان کمتری داریم؟ حتی گاهی از این هم کمتر است، دقت کنید:

  • در شهرهای بزرگ ترافیک،‌ در راه ماندن ها، و مشکلات زمان بر اضافی را در نظر نمی گیریم که قاعدتا آن ۵.۵ سال نیز از دست خواهد رفت. ضمنا نوع مردم امروزه ۸ ساعت فعالیت اقتصادی ندارند بلکه حداقل ۱۰ ساعت زمان صرف می کنند، صرف نظر از اینکه عده ای دو شیفته کار می کنند.
  • فرضیات فوق در صورتی است که پیشامد خاصی که گاهی عمر چند سال یک انسان را درگیر می کند، به وجود نیاید، یا مشکلات خاصی مانند بیماری، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی که گاهی انسان چندین ده سال با آن دست به گریبان می شود نیز در میان نباشد. یا جوان مرگ نشوید، که در زمان ما متاسفانه زیاد شده است…
  • از طرفی فرض کرده ایم شما همیشه جوانو با انرژي و انگیزه هستید در حالی که انسان وقتی پا به سن گذاشت توانمندی وی کم شده و نیاز وی به استراحت و آرامش و تفریح بیشتر می شود.

از طرفی:

  • ما مقهور به استراحت هستیم، نمی توان نخوابید.
  • حسب طبیعتمان مقهور به خوردن و آشامیدن هستیم، نمی توان نخورد و نیاشامید.
  • به تفریح متناسب (نه حداکثری) نیازمندیم، نمی توان به روح و جسم خود تنفس ندارد.
  • باید کار و فعالیت اقتصادی کنیم و و این هم بخش مهم و غیرقابل انفکاک از زندگی ماست، و این پایه مهم زندگی است. 

    جالب است توجه شود که هیچ کدام از نیازمندی های بالا قابل حذف نیستند. قابل کم کردن هستند،‌ مثلا به جای ۷ ساعت ، ۶ ساعت خوابید اما قابل حذف نیست، که نهایتا می توان ۲/۲۴ سال به عمر مفید خود اضافه کرد. و البته همین کم کردن بی دلیل و خارج از توان در دراز مدت آثار منفی فراوانی دارد!!! و عملا نمی توان این زمان را ذخیره کرد. کافیست از خود مقایسه کنید که در یک شبانه روز چند ساعت می خوابید؟ قطعا نوعا ۸ ساعت را خواب دارید.

    در این میان تنها یک گروه استثنا هستند و آن اهل علم اند،‌ کسانی که اقتصادشان از علم حاصل می شود، مانند علما و اساتید دانشگاه و محققین و پژوهشگران، و دانشجویان (البته همه به معنی واقعی کلمه، و این حقیقتا یک توفیق بزرگ الهی است). این دسته از مردم یک سوم (۳۳.۴ درصد) زمان فعالیت اقتصادی نوع مردم را برای علم صرف می کنند، و اقتصادشان از همان مسیر علم تامین می شود. و در حقیقت ۱۸/۳ سال وقت بیشتری نسبت به بقیه دارند! و این خیلی مهم است و ارزش و جایگاه علم را می رساند. لکن تعداد این افراد در هر جامعه ای خیلی کمتر است، کمتر از ۵ درصد مردم جامعه اند.

همین جا می توان دوباره مطرح کرد علم بهتر است یا ثروت؟
اگر همه عمر دنبال علم باشید به شرط تامین بودن اقتصاد، وقت خالص ات ۵.۵ بعلاوه ۱۸/۳ یعنی ۲۷/۸ سال خواهد بود. و اگر دنبال ثروت باشید، فقط ۵.۵ سال عمر مفید دارید. کدام بهتر است؟

پس به کجا می رویم و چه می کنیم با این زمان اندک؟
فکر می کنید با این ۵.۵ سال عمر خالص از ۷۰ سال عمر متوسط که نوع مردم دارند، به جز آن دسته خاص از اهل علم، چه معامله ای باید کرد؟ باید روی چه چیزی سرمایه گذاری کرد؟

چرا اینقدر آرزوهای دور و دراز؟
چرا اینقدر در خیالات و توهمات سیر کردن؟
چرا اینقدر برنامه ها و برنامه ریزی های بی خود و بر سر چیزهای بی خود؟
چرا این قدر وقت تلف کردن در فضای مجازی و مهمانی و رفیق بازی و گردش و تفریح اضافی؟
چرا اینقدر انتظارات و خواسته های غیرمعقول و رویایی و زمان سپری؟
چرا اینقدر ظاهر گرایی؟
چرا اینقدر منتظر ماندن ها و به پای این و آن زمان صرف کردن؟ مگر عمر شما کم بهاتر از دیگران است؟
چرا اینقدر بودن و صرف کردن عمر خالص خود با کسانی که نه تنها ۵.۵ سال زمان مفید ندارند بلکه برای چهار نیازمندی ضروری (خوابیدن، خوردن، تفریح، اقتصاد) هم وقت کم می آورند؟ چرا؟
و چرا اینقدر خودفروشی و ارزان فروشی ؟؟؟
سرمایه اصلی ما عمر است، عمر را از ما بگیرند دیگر مایی در کار نیست، پس فروختن و ارزان فروختن عمر یعنی خود فروشی و ارزان فروشی!

در این میان یک کار می توان کرد تا عمر خالص ۵/۵ سال را به اندازه ۷۰  سال و حتی بیشتر از آن طول داد و همه عمر خود را حلال کرد و برکت داد به آن؛ و آن یک کار «لوجه الله» زندگی کردن است؛ راه دیگری نیست؛ یعنی همه کارهای ما برای خدای متعال باشد و لاغیر. در این صورت همان ترافیک ماندن هم از دست دادن عمر نیست، کار کردن دوشیفته هم از دست نمی رود، خوابیدن هم از دست دادن عمر نیست بلکه نوعی عبادت و حظ روحانی است، خوردن و خوابیدن و تفریح هم عین استفاده مفید از عمر است؛ انرژي می گیرید برای خدا کار کنید و زندگی کنید. در زندگی «لوجه الله» شما هر کاری را نمی کنید، حتی وقتی می خواهید مطلبی را کلیک کنید، اول فکر می کنید آیا این کلیک لازم است، آیا این کلیک لوجه الله است، اگر وجدانا لوجه الله بود، کلیک می کنید و الا ترک می کنید… زندگی که از ما خواسته اند نیز همین است، که انشالله روزی همگان شود.

اگر این رویکرد اتخاذ شود، خوشا به سعادت ما و اگر غیر این باشد به هر دلیلی، نهایتا ۵.۵ سال از عمرمان را می توانیم استفاده و تامل کنیم که از کجا آمده ایم و در کجا هستیم و به کجا می رویم، روزی به اندازه ۲.۵ ساعت… که البته اگر با زیاد خوابیدن و خوردن، رسم و رسوم های ساختگی زندگی اجتماعی امروز، سریال ها و ارتباطات غیرضروری و … همین ۲/۵ ساعت در روز را نیز از دست ندهیم، که متاسفانه عموم مردم تا جایی که ما دیده ایم از دست می دهند!!!
فکر می کنید خیلی زرنگ هستید؟ اصلا اینگونه نیست.
یک نگاهی به عمر گذشته خود بکنید. خروجی زندگی تان  تا الان چه چیزی را نشان می دهد؟

پس ساعت زندگی تان را مجددا تنظیم کنید و خود فروشی یا ارزان فروشی نکنید. بیدار شوید، بیدار …

برچسب‌ها:
  • تاریخ انتشار: 8 اردیبهشت 1396
  • تعداد بازدید: 1501
  • 1 دیدگاه
1 دیدگاه برای این نوشته فرستاده شده است.
  1. م،رضامقصودی

    تیر 8ام, 1397 در 9:05 ب.ظ (#)

    درود برشما ،البته اندکند آدمهایی که منزلت عمررابدانند و روح حاکم بر عصر ما نیز علیرغم شتاب و دويدنهاي جنون آمیز آدمها ،نوعی سرگردانی را فریاد میزند گاندی گفته :وقت کشی ،بدترازآدم کشی ست .فیلسوفان ادبا و عرفا به انحای مختلف هشدارداده اند و حتی باسرزنش :
    چنددرخواب رودعمرتواي بی پروا //آنقدرخواب نگه دارکه درگورکني / و حافظ درعصاره ی عرفان ایرانی ما فرموده :قدر وقت ارنشناسددل و کاری نکند //بس خجالت که ازاین حاصل اوقات بريم/باری ،مطالب عمیق و قابل تامل حضرتعالی نطق این یک لاقبارا گشوده وازاطناب گویی می پرهيزم و کلام رابا بیتی ازحکايت پيرچنگي به پایان می رسانم که فرموده :
    دادحق عمری که هرروزي ازآن //کس نداند قیمت آن در جهان