با عضویت در خبرنامه مطالب را در ایمیل خود دنبال کنید

دانشجویان سرگردان، محققان و پژوهشگران بی برنامه یا پر برنامه،‌ اساتید سوپر مشغول، خلاصه مردم پراکنده!

دکتر حبیب زاده: امروز روز عرفه بود که غالب مردم با نام و شان این روز آشنایند. در فرازهای ادعیه وارده در این روز که دقت می کنی و با اوضاع و احوال خود و اطراف و جامعه می سنجی، حقیقتا باید گفت که فاصله ما با «ایمن آباد» که همان وادی توحید است و فقط آنجا می توان به امن و امنیت اصیل رسید و مثل دریای آرام، ‌آرام شد، بسیار است و بسیار. غالب مردمان امروز ما – به ویژه عده قابل توجهی از جوانان – در دنیای وهم و خیال سیر زندگی می کنند و هنوز نمی دانند یا نمی خواهند بدانند یا نمی رسند که بدانند یا نمی توانند که بدانند لایه ای به نام عالم حقیقت و زندگی اصیل نیز وجود دارد و حقیقت اوضاع همان نیست که آنها می فهمند. نگرانی  نسبت به آینده و غم به خاطر ایام گذشته خصیصه برجسته مردم این روزگار است…

در یکی از ادعیه این روز از امام رضا علیه السلام که در کتاب شریف اقبال الاعمال مرحوم سید ابن طاووس ره  -از اعجوبه همه زمان ها – نقل شده است،‌ چنین آمده است: …. اللهم انی اعوذ بک من الفقر، و من وسواس الصدر، و من شتات الامر، و من عذاب القبر… چیزی که منظور این نوشته کوتاه است عبارت «شتات الامر» یعنی پراکندگی امور، است. تقریبا هر کسی را که بینید و سرسخن باز کنید از شدت مشغولیت و درگیری و نرسیدن ها گلایه می کند و بدتر از این آن است که احساس رضایت و حس افزون شدن نمی کند و این سوال طرح می شود که پس به چه مشغولی؟! و این دردی است بزرگ. عمر شریف رود و چیزی عاید نگردد.

مثل یخ فروشی که در گرمای تابستان سوال کردند: فروختی؟ گفت: نه، ولی تمام شد!

عبارت «شتات الامر» در دعای امروز بهانه این پست شد. چقدر اوضاع امروز ما پراکنده است. این امر آنقدر آسیب زن است که امام معصوم ع از پراکندگی امور به خدا پناه می برد. همین تعبیر در دعایی دیگر از امام حسین علیه السلام نیز وارد شده است.

به نظر حقیر، «پراکندگی امور» از «پراکندگی قلب» یا همان «قلب غیرمتمرکز» شروع می شود. قلبی که تکه تکه شده و هر بخشی از آن مشغول به معشوقه ای از درس و بحث و کار و همسر و فرزند و نامزد و دوست و تفریح و خوشی و خرید و ترقی مادی و شهرت بگیر و برو بالا. صاحبان قلب پراکنده هم در این دنیا مغموم اند و هم در جهان آخرت. چرا که در آن دنیا از ما قلب سالم می خواهند. در سوره شعرا می خوانیم: الا من اتی الله بقلب سلیم: مگر کسی که قلب سالم برای خدا آورد (وقتی اینها می توانند از هول قیامت رهایی یابند).

پراکندگی امور را در فضای جامعه،‌ زندگی مردم اطراف، و در حوزه کاری خود – دانشگاه ها – تقریبا زیاد می بینم. فضای مجازی هم به این پراکندگی دامن زده است، تنها یک نمونه، از وبگردی و خودمشغولی در شبکه های اجتماعی و جت و گردش تا نیمه های شب که نهایتا چیزی عاید نمی کند، و لو فی نفسه مجاز باشد، که از آن طرف موجب دیرخواندن یا حتی قضا شدن واجب الهی که همان نماز صبح است می شود!!! پراکندگی روز از پراکندگی شب آغاز می شود…

… دانشجویی که نمی داند چه باید بکند و اساسا چرا باید درس بخواند، مقصد او کجاست و برای که و برای چه قیمتی؟ برای نان آمده است به محفل علم (البته اگر چنین محفلی باشد!) یا شوقی دیگر؟ و کدام شوق و انگیزه؟ محقق و پژوهشگری که نمی داند برای نام تحقیق می کند یا نان یا عشق یا شان علم؟ نیز نمی داند تخصص وی در چه چیزی باید باشد، یا آنقدر بی برنامه است که از هر دری سخنی،‌ یا آنقدر پربرنامه است که یادش رفته است در کنار محقق بودن یک همسر است،‌ یک فرزند است، یک دوست است، خلاصه یک فرد از جامعه انسانی است و حواسش باید به دیگر امورات نیز باشد. اساتید نیز حال و روز خود را دارند. مثل پزشکانی که صبح بیمارستانند و عصر تا نیمه های شب در مطلب. و حس نمی کنند طعم حقیقی زندگی را. این اوضاع پراکنده برای زندگی فردی و اجتماعی ما به شدت آسیب زاست که همه ابتدا از قلب پراکنده و غیرمتمرکز شروع می شوند که همه گونه برنامه و هدف نوشته و نانوشته درنظر گرفته شده است که در نتیجه به اوضاع و احوال پراکنده ختم می شود، چیزی که امام معصوم علیه السلام از آن به خدا پناه می برد! تامل کنیم بسیار..

چه باید کرد؟ برنامه،‌ برنامه و برنامه برای همه چیز. برای همه چیزی که لازم است و باید در برنامه باشد، و برای همه چیزی که اساسا نباید جایی در برنامه داشته باشد، نه برای هر آداب و رسوم من درآوردی و جز لاینفک زندگی شده به غیرحق. انتظارات کاذب، عرف های بی ارزش و بی خروجی، گلایه های بی سر و ته، مصرف گرایی بی فایده، راحت طلبی و رفاه زدگی، جستجوی سراب، و هر چیزی که مخل تمرکز گرایی شود و پراکندگی امور به بار آورد باید در برنامه جایی نداشته باشد تا بتوان ابتدا به قلب سلیم و متمرکز و سپس به امور  متمرکز و یکپارچه رسید.

پایان مطلب سخنی است از علامه دوران، علامه طباطبایی ره آن مرد آسمانی: برای توفیق در معرفت معاشرتت را کم کن، به ویژه با هل غفلت!

معاشرت نیز فقط با آدم ها نیست، معاشرت با نفس خود، معاشرت با کار خود، معاشرت با خانواده خود همه می تواند در بازه کم کردن معاشرت و توجه به زندگی حقیقت مدار جای گیرد.

و من الله توفیق – دکتر حبیب زاده – روز عرفه- ۲۱ شهریور ۱۳۹۵

برچسب‌ها:
  • تاریخ انتشار: 8 اردیبهشت 1396
  • تعداد بازدید: 626
  • بدون دیدگاه